متن آهنگ بابک جهانبخش پایان تازه

 

خالی نمیشم از غمی که حق من نیست

روزی هزار بار مردم و غمهام نمردن

این گریه ها کهنه ی بیوقفه ی من

انگار از تاثیر هیچ بوی نبردن

ی عمره که از دور منو دریا میبینن

اما درونم چیزی جز سراب و غم نیست

 من از خودم گلایه دارم دردم اینجاست

این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

از من فقط ی اسم مونده و ی سایه

اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست

این اعتراف آغاز یک پایان تازه ست

این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

از من فقط ی اسم مونده و ی سایه

اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست

این اعتراف آغاز یک پایان تازه ست

این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

 این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

این فاجعه دائم داره تکرار میشه

پنجره ای که روبه دیوار باشه هر روز

بعد از ی مدت از خودش بی زار میشه

مثل ی پروانه که وابستست به پیلش

شاید نمیخواستم به دنیا پا بذارم

مثل ی ماهی که پر از وحشت آبه

روزای خیلی سختی رو در پیش دارم

از من فقط ی اسم مونده و ی سایه

اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست

این اعتراف آغاز یک پایان تازه ست

این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

از من از من فقط ی اسم مونده و ی سایه

اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست

این اعتراف آغاز یک پایان تازه ست

این زندگی چیزی که من میخواستم نیست