متن آهنگ راغب بازگرد

 

بازگرد ای بغض صحراگرد من

باز گرما ده به بیت سرد من

من شب ظلمانی هستم تار تار

انتظارم انتظارم انتظار

منتظر بودن عبادت کردن است

با خیال دوست عادت کردن است 

 قبله ی صحرانشین این کویر

بال زخم سجاده هایم را بگیر

هی نمیدانم کجایی کیستی

ای فراتر از چرایی چیستی

 در غیابت آب را گل کرده اند

 موج را مدیون ساحل کرده اند

مدیون ساحل کرده اند

من دعای عهد میخوانم بیا

بر سر این وعده میمانم بیا

با تجلیهای پر هیبت بیا

از میان پرده ی غیبت بیا

از میان پرده ی غیبت بیا

آه ای خورشید روز رهگذر

ای پناه سایه های در بدر

بی تو مانده شورهای بی نوا

بر کدامین جاده یابیم التجا

من دعای عهد میخوانم بیا

بر سر این وعده میمانم بیا

با تجلیهای پر هیبت بیا

از میان پرده ی غیبت بیا

از میان پرده ی غیبت بیا