متن آهنگ یاسر بینام چرا نباشم

 

هی با خودم کلنجار رفتم چی میمونه سرانجام از من

عقده هام هست و آرزوهام

کم نشد و تا فراموش کردم

هی توو خودم خودمو خوردم باید میذاشتم خودمو پشت سر

باید بکوبم دوباره کلا و

باید با خودم دوباره پر شم

فقط تنهایی تنها راه بود فقط ی نفر توو آینه سد رام بود

لعنت به اون که سر به راه شد

لعنت به اون که سر به راه موند

بدون مرز بدون قاب بدون هر چی مانع بدون خواب

بدون فقر بدون آه بدون

هر چی بتابه نور ماه

اگه خورشید زندگیمو نمیکنه روشن و پاهام بهم بگه نمیتونن پاشن یا

واسه دیدن تو بالا رو ببینم نه

اینا توی فردای من نمیتونن باشن

پ چرا قهرمان قصه ام خودم نباشم چرا جایی نرم که روشنه شبا شهر

حتی ی ستاره توو آسمون بازم شانسه

چرا قهرمان قصه ام خودم نباشم

میخواستم اسممو توو کتابا بنویسین میخواستم مفت نتونه جلوم راه بره هیشکی

میخواستم وقتی همه پی صورت مسئلن

من بشم اونکه تیکه های پازلو میچید

دلم میخواد ببینم روشنی و پای جفت کشیک بیداره ا سره شب تا دل صبح

حتی اگه توو شهر خورشید همه چیو سایه برد

تو یکی نکش عقب برو جلو پاره کن

فردامو میکنم خودم انتخابش  یالا میشم یکی عین خودم عین منه سابق

یکی که بتونم بش بگم افتخاره

و دیگه هیچوقت نتونه دنیا بده بهش