متن آهنگ مازیار فلاحی دلم تنگته

 

دلم تنگته باز هوام ابریه نمیدونم الان دلت با کیه
حواست اصلا ذره ای با منه؟تو شعراش یکی داره جون میکنه
میدونم چقدر سخته که با توهه ولی باز چه خوشبخته که باتوهه
شبا پا برهنه تو ساحل برو از این حال و روزم تو غافل برو
گمونم که الان تو فکر منی که اینجوری آروم قدم میزنی
میدونم خیاله ولی کاش همون
پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی
از اون بی قراری از اون مهربونی
تو هم ذره ای با دل من کنی
میدونم خیاله ولی کاش همون
پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی
از اون بی قراری از اون مهربونی
تو هم ذره ای با دل من کنی
نگاهت دل خستم و میبره
دلم ناز چشما تو هی میخره
هوای نفسهات تویه قلبمه
یه روز و یه شب واسه موندن کمه
دلم تنگته باز هوام ابریه نمیدونم الان دلت با کیه
تو شعراش یکی داره جون میکنه
حواست اصلا ذره ای با منه؟
هوای نفسهات تویه قلبمه
یه روز و یه شب واسه موندن کمه
میدونم خیاله ولی کاش همون
پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی
از اون بی قراری از اون مهربونی
تو هم ذره ای با دل من کنی
میدونم خیاله ولی کاش همون
پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی
از اون بی قراری از اون مهربونی
تو هم ذره ای با دل من کنی
میدونم خیاله ولی کاش همون
پیرهنی رو که دادم بهت تن کنی