متن آهنگ سالار عقیلی ریشه در خاک

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من تو را بدرود خواهد گفت

نگاهت تلخ و افسردست

دلت خار خار نا امیدی سخت آزردست

غم این نابسامانی همین

توش و توانت رو ز تن بردست

تو با خون و عرق این جنگل

پژمرده را رنگ و رمق دادی

تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی

من اینجا ریشه در خاکم من اینجا

عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم

من اینجا تا نفس باقیست میمانم

من از اینجا چه میخواهم نمیدانم