متن آهنگ مهدی یغمایی دختر دربار

 

از تو بله میخواهم و این کل جوابست

با سر بده حتی تو جوابم که حسابست

عشقت به دلم ثانیه ای بند دلم باش

دردت بسرم بی نفست خانه خراب است

با من قدمی تا لب ساحل شده بردار

دست از سر این عاشق باطل شده بردار

یک لحظه بمان بعد برو شب شده برگرد

دیوانه کن این شب زده را دختر دربار

من چای بریزم تو فقط امر بفرما

این عشق بجوشد بشود زلزله در ما

تو باز بخندی و لپت چال بیوفتد

من کیف کنم گرم شوم در دل سرما

من کیف کنم گرم شوم در دل سرما

از روسریت رنگ بپاشان به جهانم

بند آمده از دیدنت آن لحظه زبانم

قلبت به دلم وصل و وصالت به دلم ماند

اسمت به لبم پینه و روحت به روانم

دردت بزند ساعقه هر لحظه به جانم

صدسال دگر هم به چنین حال بماند

آن گوشه ی فنجان که مرا با تو کسی دید

باید به همین حال در آن فال بمانم

من چای بریزم تو فقط امر بفرما

این عشق بجوشد بشود زلزله در ما

تو باز بخندی و لپت چال بیوفتد

من کیف کنم گرم شوم در دل سرما

من کیف کنم گرم شوم در دل سرما