متن آهنگ محسن چاوشی شرح الف

 

زنده کنی جان من جان چو تفتان من

روح دهی مرده ام

مرده ی گریان من

ای همه ی جان من رونق دکان من

کی بگشایی دری

بر در زندان من

اشک امانم برید بغض گلویم درید

کاش فراوان شوی

در شب باران من

ریح شما را فقط خود بدهی رایحه ها

هیچ شوم بی تو نیست

رایحه و ریحان من

هر چه که دارم ز توست کاش ز خود داشتم

پیش تو قربان کنم

شاهد قربان من 

هر چه سیه در من است شر شیطان کشان

نور بفرمای نور

بر رخ سوزان من 

روح شما پاک به جانم رسید

رو سیه از روی تو

رحمت و رحمان من

جهل چو باشد ز تو راه خطا اختیار

در تو نگنجد خطا

فرصت جبران من

صبر کنم در رخت تا که شروعم رسد

رخت ببندم ز خاک

اول پایان من