متن آهنگ مرتضی سرمدی مرتضام

 

زمان نبودنت رو دستم دیگه باد کرده

میدونی تا ابد تاریخ

انقضا روش خورده

که صبح تا شب جای خالی تو دوره کنم و

توو آزمون هر شب نبودنت

چنان بیوفتم که بمیرم 

دیوونه منم که ملودی خنده هات توو دلم تاب میخوره

دردت به جونم تو هم که

نیستی اصا بذار سادش کنم

این نبودت چه زهر ماری شده واسه من

 یکی از لذتهایی که منو با

همون اسم خاص که همیشه

با کلی عشوه و ناز و ادا صدام میکرد و میگفت مرتضام

 حالا دیگه نیستشو منم خیلی

قشنگ به نبودنش عادت کردم

وقتی دلت مثه من ترک برداشت

 دیگه اومدن یا رفتن بودن یا نبودن هیچ فرقی نمیکنه که

آدم ی روز به ی جایی میرسه

که دلش میخواد همیشه بخوابه

دیدی خواب چقد خوبه برا نداشتنهامون خواب چیز خیلی قشنگیه

 کاش میشد بودیم منو تو زیر سقف

ی خونه ی کاهگلیه کوچیک حیاط دار

 عصرا توو حیاط روی ی تاب چوبی کوچیک مینشستیم

  من سر روی شونه ی تو و

تو هم جایی درست کنار من

کاش ی خونه ی کاهگلی کوچیک داشتیم با هم

میدونی انتظار زیباترین نقاشی

دنیاست وقتی حاصل تصویرش تو باشی

حالا که دلمو نمیخوای

باید برم ساده میرم

اما عکسامو پاره نکن من توو اون عکسا کنار تو لبخند نزدم

من با تمام جونم خندیدم

برای تو برای چشات برای خودم

برای دردام برای ما برای این همه تنهایی من خندیدم